قیمت سکه و ارز
۱۳۹۳/۰۹/۲۰ - ۱۱:۲۴

برای نوشتن کتاب از شهید اجازه گرفتم!

حدود دو هفته در فریدونکنار اقامت کردم و مواد اولیه قصه‌های کتاب را تهیه کردم. البته ابتدا در گلزار شهیدان شهر حاضر شدم و از خود شهید اجازه گرفتم. همیشه برای نگارش کتاب شهیدان، این‌گونه از خودشان اجازه می‌گیرم.

برای نوشتن کتاب از شهید اجازه گرفتم!

به گزارش سراج24، به تازگی کتاب سردار شهید حاج حسین بصیر از سری کتاب های فرماندهان و از سوی انتشارات سوره مهر روانه بازار نشر شده است. به این بهانه با امیرحسین انبارداران، نویسنده این کتاب، گفتگویی ترتیب دادیم.

امیرحسین انبارداران گفت: پس از این‌که با لطف دوستان حوزه هنری و دست‌اندرکاران تولید مجموعه کتب «قصه فرماندهان»، مقرر شد یکی از کتب این مجموعه را بنویسم، خودم، سردار شهید حاج حسین بصیر را پیشنهاد دادم. این شهید بزرگوار، قائم‌مقام لشکر 25 کربلا بوده، و در بین رزمندگان اسلام بالاخص نیروهای مازندران و گیلان محبوبیت خاصی دارد.
 

برای کتاب «حاجی بصیر» از خودش اجازه گرفتم!

وی افزود: به محض تصویب موضوع توسط متصدیان، کارم را شروع کردم. حدود دو هفته در فریدونکنار اقامت کردم و مواد اولیه قصه‌های کتاب را تهیه کردم. البته ابتدا در گلزار شهیدان شهر حاضر شدم و از خود شهید اجازه گرفتم. همیشه برای نگارش کتاب شهیدان، این‌گونه از خودشان اجازه می‌گیرم.
 

مدیرمسئول انتشارات مجنون اضافه کرد: پس از جمع‌آوری مواد لازم، توفیق داشتم حدود سه ماه از عمرم را برای نگارش کتاب «حاجی بصیر» صرف کنم، که از بهترین لحظات عمرم شد. همه قصه‌های این کتاب بر مبنای خاطراتی است که از دوستان و خانواده‌اش گرفته‌ام و در قالب داستان ارائه کرده‌ام. در این راه سعی کردم از زاویه‌ای جدید وارد شوم، با این اندیشه، به سراغ خاطراتی رفتم که تا آن زمان بکر مانده بود. تلاشم این بود که از سردار شهید حاج حسین بصیر، یک اسوه زمینی و قابل دسترسی بسازم نه یک اسطوره آسمانی غیر قابل دسترسی. 

انبارداران به بخش های «حسین‌جان، رفیق آقاشجاع، پرچم عزا، عشق سینما، افغانی‌ها، حاجی‌شلمچه، رمز و راز، دست خالی، آقای آمنه، و نامه» به عنوان ده قصه مندرج در این کتاب اشاره کرد و گفت: همسر آن شهید والامقام و پسرشان آقامهدی بصیر، و نیز حجت‌الاسلام سیدمحمود دعایی، در راه تهیه و نگارش این اثر نسبت به بنده بسیار لطف و مرحمت داشتند که از ایشان سپاس‌گزاری می‌کنم.

این نویسنده دفاع مقدس تصریح کرد: به جرأت می‌گویم که این شهید بزرگوار در همه لحظات نگارش اثر، دستم را گرفت و یاری‌ام کرد. مطلبی را که همان هنگام به سایت شما دادم و منتشر شد یکی از همین لحظات حضور حاج حسین بصیر بود.

انبارداران درباره دیگر فعالیت هایش گفت: نگارش کتاب خاطرات آیت‌الله سیدمحمدجواد رکنی امام‌جمعه و عالِم بندرلنگه را به تازگی تمام کرده و جهت رویت ایشان، تحویل‌شان داده‌ام. آیت‌الله رکنی از شاگردان حضرت امام(ره) در نجف بوده، که از سال 1355 در بندرلنگه حضور دارد، ایشان در سال 1358 با حُکم حضرت امام(ره)، امام جمعه بندرلنگه شده است.  

گفتنی است، امیرحسین انبارداران در حال حاضر، جلد دوم کتاب شهید حسن صوفی را با عنوان «یوسف بدر» در دست نگارش دارد. جلد نخست کتاب شهید حسن صوفی سال گذشته توسط انتشارات فاتحان منتشر شد. 

*****
در تاریخ سوم آذر 1389 نیز مشرق خاطره ای از این نویسنده در مورد کتاب حاج بصیر منتشر کرده بود که در ادامه می خوانیم.

شهید بصیر برای نماز صبح بیدارم کرد 

این که شهدا توفیق داده اند تا در کنارشان قدم بزنم و قلم ، نمی دانم پاداش کدام عمل نیک من است،خودم که هر چه در اموراتم تفحص می کنم بیشتر شرمنده می شوم،آخر،من فقط نیت کرده ام که آدم خوبی باشم و همین نیت را هم به گواه دوستانی که دارم نتوانسته ام جامه عمل بپوشانم،حالا چرا شهدا مرا به حیطه پاک خودشان راه می دهند و دستم را می گیرند حتم دارم که به خاطر صفای خودشان است.اگر حمل بر خودستایی نشود چند عنوان کتاب برای شهدا نوشته ام که مثلا "امیر دلاور" را نشر شاهد چاپ کرده و تنها اثر ترجمه شده با موضوع شهید صیاد شیرازی در خارج کشور است،یا این که نام موسسه انتشاراتی ام را "مجنون"گذاشته ام تا یکسره در یاد رفیقانی باشم که در جزایر مجنون شمالی و مجنون جنوبی لیلای خود را پیدا کردند،پس تصدیق می فرمایید که از کنار شهدا به نام و نانی هم رسیده ام.یاد آن شاعر جنوبی به خیر که انگار در وصف من سروده بود؛سردار!دوباره دشنه بردار/این جا همه نهروانیانند/جمعی به هوای پست و ثروت/جمعی به هوای نام و نانند...
 

برای کتاب «حاجی بصیر» از خودش اجازه گرفتم!


القصه....خواستم از شهدا بگویم که آنها مرحمت فرمودند و از خودم گفتم!!! و این الطاف خفیه و غیرخفیه شان آنقدر هست که اگر بگویم شاید خیلیها به خیالاتی بودن متهمم کنند و الخ.... اما خداوکیلی اگر همین ماجرای امروز صبح را قلمی نکنم به گمان خودم خیلی بی معرفتم،پس می نویسم و هرچه بادا باد.ماجرا از آن جا آغاز شد که شهید بزرگوار حاج حسین بصیر قائم مقام لشکر 25 کربلا اذن داد تا کتابکی در باره اش بنویسم،این کتاب اگر توسط کارشناس تائید شود در زمره ی مجموعه کتابهای قصه فرماندهان دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری چاپ خواهد شد.روزی که صحبت اولیه کار را با بزرگواری که زحمت اصلی موضوع را بر دوش می کشید انجام دادم گفتم؛می خواهم بروم فریدونکنار و در شهری که حاج بصیر زندگی کرده تنفس کنم و سوژه هایم را جمع کنم،بسیاری از دوستان که از موضوع با خبر بودند رفتنم را به فریدونکنار بی مورد خواندند و گفتند؛می شود از میان نوشته هایی که هست سوژه ها را بیرون کشید و رنج سفر را هم به جان نخرید.خدا عزت بیشتری بدهد به سید محمود دعایی که استراحتگاهی برای پرسنل موسسه اطلاعات در فریدونکنار فراهم کرده و لطفش شامل حال ما هم شد و دهه ی اول رمضان را به قصد اقامت همراه با خانواده در آن دیار ماندیم و روزه هم گرفتیم و در دریای لطف حاج بصیر هم غوطه خوردیم که حکایت همان سفر و قضایایی که رخ داد خودش کتابی مفصل و خواندنی خواهد شد که به وقتش منتشر خواهم کرد.

از فریدونکنار که برگشتم نوشتن کار را شروع کردم و جسته و گریخته کار جلو رفت تا دیروز که صفحات دیگری هم نوشتم و صفایی کردم،مطلب مربوط به مقطعی از روزگار نوجوانی حاج بصیر است که همراه دوستانش هیئت جوانان حضرت ابوالفضل علیه السلام را سر و سامان می دهند.این بخش را که تمام کردم احساس خوبی داشتم،دلم می گفت نوشته ی مقبولی شد به لطف خدا.شب هم که رفتیم مهمانی خیلی سرخوش بودم به خاطر همان نوشته،شب که آمدیم خانه خیلی دیر وقت بود و از ترس قضا شدن نماز صبح هم آیه ی آخر سوره کهف را خواندم و هم ساعت زنگدار موبایل را کوک کردم برای پنج و نوزده دقیقه ی صبح.اما مگر حاج بصیر گذاشت بخوابم؟ وقتی آمد هنوز خیلی مانده بود تا نماز صبح،همان لحظه هایی بود که می گویند مناسب است برای نماز شب،که من اهلش نیستم ـ حواله ی آدم دروغگو با حضرت عباس ـ خلاصه که از حاج بصیر اصرار بود به برخواستن از رختخواب و از من هم انکار که ولمان کن مومن!
زیاده جسارت است؛بالاخره حاج بصیر بر من غلبه کرد و حالا من در این جمعه ی قشنگ خدا لبریز از سرخوشی ام که صبحم را با یکی از آنهایی که در قهقهه ی مستانه شان عندربهم یرزقونند آغاز کرده ام.

خدا بر درجات شهدا و امام شهدا بیفزاید و مولایمان سید علی خامنه ای را مثل همیشه عزتمند و مستدام بدارد.

منبع: مشرق

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۱۹
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••